تجربه 20 سال کسب و کار از زبان موسس کسپرسکی

برای پاسخ دادن به این سؤال که چگونه می توان بیست سال به فعالیت در صنعت سایبر پرداخت ، ما باید بدانیم  که تنها چند سال است که صنعت – امنیت سایبری شکل گرفته است و اولین برنامه های آنتی ویروس در حدود 25 سال پیش ظاهر شدند.بنابراین این بدان معنی است که ما یکی از معدود توسعه دهندگان در ایجاد امنیت سایبری در صنعت بوده ایم . امروز روز تولد ما است.

به تمام مشکلات سایبری و بدافزارهایی فکر کنید که ما در این 20 سال از بین برده ایم.

ما می توانیم عکسهای قدیمی را از روزهای 20 سالگی مان در نظر بگیریم، اشتباهات ساده و نادرستی را که ما به صورت آزمون و خطا انجام دادیم  به یاد بیاوریم، و همچنین در آینه به موهای سفید خود  و خطوط عمیق تر در چهره هایمان نگاه کنیم . گذر عمر را ببینیم.اما با نگاه به عکسهای آن روزهای 20 سال پیش، می شود فهمید که : “دو دهه اول بد نیست، اما ما فقط گرم می شویم برای یک جهش بزرگ در سالهای آینده!”

بنابراین، در روز تولد کسپرسکی ، ما به دنبال آن هستیم که  فکر کنیم که چگونه می توانیم الهام بخش ترین باشیم.  و این همان چیزی است که ما با آن روبرو شدیم: نگاهی سریع به بعضی از جنبه های کنجکاو و سرگرم کننده شرکت در طول سالها

با دفتر ما شروع خواهیم کرد.

اگر به عقب برگردیم – ابتدای دهه 1990، ما دفتر خود را شش بار عوض کردیم.

برای مثال، اینجا، نقطه شروع توسعه یکی از بهترین آنتی ویروسهای جهان در سال 1994 بود. این دفتر  ما بود.در واقع بخشی از شرکت KAMI بود که در دهه  90 به تولید و ارائه نرم افزار و سخت افزار مشغول بود.

با این حال، در این سال (1994) ما در آزمایشات دانشگاه هامبورگ برای اولین بار شرکت کردیم و به طور غیر منتظره در زمینه کیفیت حفاظت برنده شدیم . در تصویر بالا من فکر می کنم لبخند من پس از شنیدن پیروزی مان توانست خستگی را شکست دهد.

امروز ما در دفتر خود  در پارک جدید کسب و کار  مستقر هستیم. این نیمی از مسافت بین مرکز شهر مسکو و فرودگاه بین المللی شرمتیوو است.با این حال، در مورد اولین دفتر ما چیزی وجود دارد که منحصر به فرد بود. دفتر مدرن و بزرگ هرگز قادر نخواهد بود به طور صحیح در مسابقه رقابت کند. بخش غذاخوری دفتر قدیمی  نیز عالی بود!

سفرهای تجاری

این تصادفی نیست که ما فقط از فرودگاه  15 کیلومتر فاصله داریم زیرا  تعداد زیادی از کارکنان به دلیل سفرهای کاری به طور روزانه به مسافرت می پردازند، همچنین یک رئیس و مدیر اجرایی، و همچنین کارکنان کشورهای دیگر که روزانه مجبور به  پرواز هستند.  به علاوه مشتریان بین المللی، شرکا و نمایندگی های دولتی نیز بدون توقف مجبور به انجام مسافرت های کاری هستند.، پس بسیار منطقی به نظر می رسد که کمپانی را نه چندان دور از  فرودگاه در نظر بگیریم.

همیشه  وضع اینگونه نبوده است. در دوران گذشته ، تعداد کارمندها بسیار کمتر بود، سفرهای کسب و کار کمتری را انجام دادند، و بنابراین واقعا مهم نبود که ما نزدیک یک فرودگاه بودیم یا نه. در آن دوران ما بیش از حد مشغول فکر کردن به چیزهای بزرگتر بودیم – مثل نجات جهان و ایجاد بهترین امنیت سایبری. چه کسی مراقب بود که اتاق های رزرو شده برای کارمندان در هتل ها بالکن داشته باشند یا نه؟

 

این روزها بسیاری از کمپانی ها بر کلاس کسب و کار اصرار دارند. هنگامی که قصد انجام یک برنامه کاری بین المللی دارید تنها عامل مهم از نظر من آن است که بتوانید به راحتی بخوابید و خواب کافی داشته باشید و آماده باشید تا زمانی که وارد می شوید، به طور مستقیم به “کسب و کار” برسید. با این حال، در مورد هتل ها از نظر من چیزهای اصلی این هاست : تخت، دوش، Wi-Fi، نبودن سوسک ، نبودن همسایه پر سر و صدا و نزدیک بودن به محل ملاقات های کاری .هر چیز دیگری اضافی است.

نمایشگاه ها و مانند آن

تا اواسط سال 2000 همه ما خودمان را به نمایش می گذاشتیم که شامل همه مدیران و مدیران بخش بود. من هم در خط مقدم بودم، من به آن روزها با نوستالژی نگاه می کنم. تماس مستقیم با کاربران باعث می شود که ذهن شما از روال معمول خود بیرون بیاید و دقیقا همان چیزی را که مشتری می گوید بشنوید .

این نمایشگاه ها، نقاله های کسب و کار هستند که توسط شرکت های تخصصی طراحی شده اند. غرفه ها عمدتا توسط ادارات محلی اجاره داده می شوند تا شرکت ها بتوانند مشتریان خود را به سمت خرید هدایت کرده، بازاریابی انجام داده  و به تحقیق و توسعه و پیگیری روابط خود با سایر کمپانی ها بپردازند.

حال که در مورد برگزاری نمایشگاه ها و کنوانسیون ها صحبت می کنم ، باید سخنرانی های خود را نیز ذکر کنم. اولین سخنرانی بزرگ من در سال 2001 در کنفرانس بولتن ویروس بود که مخاطبان فراوانی چند ملیتی نیز داشت. در آن سخنرانی تنها 150 نفر وجود داشتند.

من بیشتر آنچه که در آن روز را صحبت کردم را به یاد نمی آورم – من خیلی عصبی بودم، به علاوه به زبان انگلیسی صحبت می کردم. مغز من از نظر گرما در حال انفجار بود. – سیستم خنک کننده کافی وجود نداشت. . من نمی دانم چگونه این کار را کردم، اما انجام دادم: پس از آن مخاطبان گفتند که واقعا آن را دوست داشتند. خدایا! کار انجام شده!

 

چطور می توانم این روزها را مدیریت کنم اگر آن روزها را نگذرانده بودم ؟ اوه، و نگرانی من در مورد سخنرانی ها نیز از بین رفت. امروزه من به راحتی برای جمعیت بیشتری سخنرانی می کنم مانند این :

 تفریحات و سرگرمی ها 

“همیشه کار،  کسل کننده است.”

شعار ما این است : ما سخت کار می کنیم. به شدت هم تفریح می کنیم

سال 2016 :

سال 1998:

من می توانم تکامل کنفرانس های ما، جعبه های محصولات یا لوگو و نمایه های  شرکت (فروش، تعداد مشتریان، کارمندان، دفاتر منطقه ای و شرکا، فن آوری ها، محصولات و خدمات …) را همه را توضیح دهم. کار سختی نیست ما همیشه این کار را انجام داده ایم، هنوز هم این کار را ادامه خواهیم داد. در هر زمان از روز یا شب. ما چالش ها را دوست داریم -هر چه پیچیده تر، بهتر است.

برای من این فرمول موفقیت در کسپرسکی است. بزرگ فکر کنید، کاری را که واقعا برای جهان مفید است، انجام دهید، خودتان را شگفت زده کنید، و از آن لذت ببرید. من به تمام تغییرات و چالش هایی که با آنها روبه رو شده ام افتخار می کنم.

منبع : https://www.kaspersky.com/blog/kaspersky-lab-20yo/17733/

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *